فعالیتهای انسانی به روش های مختلف مسیر تکامل گونهها را تغییر میدهد و باعث بروز سازگاریهای فیزیولوژیک و رفتاری غیرمنتظره در آنها میشود.

مسیر تکامل گونهها
به نقل از پایگاه خبری دخالت ما انسانها به سرعت دنیایی را که بسیاری از گونههای حیوانی در آن زندگی میکنند، تغییر میدهیم. انسانها مناطق وحشی را به شهرها تبدیل میکنند، اکوسیستمها را با وارد کردن گونههای مهاجم تغییر میدهند، کره زمین را به طرق مختلف آلوده میکنند و باعث تغییرات اقلیمی میشوند. اما در پاسخ، برخی حیوانات طی فرایندی که برخی آن را «انتخاب غیرطبیعی» نامیدهاند، با سرعت شگفتانگیزی تکامل مییابند. درنتیجهی فرایند یادشده حیوانات ویژگیهایی را حفظ میکند که در محیطهای تغییر یافته توسط انسان جدیداً سودمند شدهاند.
چنین تکاملی میتواند شانس بقا را افزایش دهد، اما ممکن است پیامدهایی نیز داشته باشد و وقتی ویژگی خاصی بهبود مییابد، ممکن است سایر ویژگیهای مهم تحتتأثیر قرار گیرند. این سازگاریهای حیوانی میتواند تأثیرات پیشبینیناپذیر بر اکوسیستم گستردهتر داشته باشد. مجلهی اسمیتسونیان در مقالهای جدید، برخی از عجیبترین نمونههای تکامل حیوانات و نحوه تأثیر احتمالی آن تغییرات بر محیط زیست را بررسی کرده است.
مارمولکهای شهری: تکامل پاها و پنجههای مناسب برای ساختمانها
شهرهای پورتوریکو محیطی کاملاً متفاوت از جنگلهایی هستند که مارمولکهای آنول (anole) معمولاً در آن زندگی میکنند و این مارمولکهای کوچک برای زندگی در محیط شهری سازگاریهای تکاملی چشمگیری داشتهاند. مارمولکهای شهری پاهای بلندتری رشد میدهند تا بتوانند سریع در فضاهای باز که در معرض شکارچیان هستند، حرکت کنند. آنها دارای بالشتکهای بزرگ روی پنجهها هستند که شامل ساختارهای میکروسکوپی به نام تیغک است که به آنها امکان میدهد به سطوح صافی مانند دیوارها، بتن و شیشه بچسبند.
کریستین وینچل، زیستشناس دانشگاه نیویورک، میگوید ۴۰۰ گونه مارمولک آنول در روند تکامل خود تاریخچهای طولانی از سازگاری با محیط داشتهاند و این سازگارهایی بهویژه در طول اندامها و بالشتکهای پنجه بیشتر نمایان است. هدف این تغییرات آن بوده است که هر گونه بتواند در بخش مشخصی از جنگل زندگی کند و با آن بخش بهتر سازگار شود. او اضافه میکند همانطور که این ویژگیها در زمانهای طولانی تغییر کردهاند، طبیعی است که در زمانهای کوتاهتر هم بتوانند تغییر کنند. نتیجه تغییرات سریع این است که مارمولکها میتوانند در محیطهای شهری هم خود را تطبیق دهند و از آن به شکل کارآمدتر استفاده کنند.
مارمولکهای شهری همچنین میتوانند گرمای بیشتری نسبت به مارمولکهای روستایی تحمل کنند (حدود یک درجه سانتیگراد بیشتر). همین توانایی باعث میشود بتوانند در محیطهای شهری که آسفالت و فلز میتوانند بدن آنها را تحت فشار قرار دهند، زندگی کنند. وینچل مینویسد: «گرچه یک درجه سانتیگراد زیاد بهنظر نمیرسد، حتی تفاوت کوچکی در دما هم برای مارمولکها مهم است. اگر بتوانند این کمی گرما را تحمل کنند، میتوانند در وسط روز فعال بمانند، اما اگر نتوانند، مجبورند به سایه پناه ببرند تا خنک شوند. وقتی فعال میمانند، دسترسی بیشتری به غذا و جفت پیدا میکنند.»
سازگاریهای فیزیکی و ژنتیکی
وینچل میگوید سازگاریهای فیزیکی و ژنتیکی مشابهی در جمعیتهای ژنتیکی متمایز در نقاط مختلف جزیره طی ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته مشاهده شده است. میتوان گفت وقتی شرایط محیطی یکسان (مثل فشارهای شهری) وجود دارد، گونههای متفاوت به شکل مشابهی تطبیق پیدا میکنند. به این پدیده سازگاری موازی میگویند یعنی تغییرات مشابهی که بارها و بارها در پاسخ به شرایط محیطی یکسان رخ میدهد.
وینچل فکر میکند احتمالاً ویژگیهای دیگری مانند رنگ بدن، شکل پنجهها، شکل دم و نحوه تخمگذاری نیز در پاسخ به زندگی در شهر تغییر کردهاند. او میگوید زیستگاه شهری آنقدر متفاوت است که تقریباً هر جنبهای از رفتار، ارتباط، فیزیولوژی و شکل بدن مارمولکها میتواند برای سازگاری با این محیط تغییر کند.
تغذیه رایگان بادام زمینی و تغییر جمجمه سنجابها
دانشمندان از زمان مطالعه پرندگان داروین میدانند تغذیه بر تکامل تأثیر میگذارد. فنچهای داروین دارای منقارهای متفاوتی بودند که با نوع غذایی که میخوردند، سازگار شده بود. انسانها با روشهای مختلف غذای حیوانات را تغییر میدهند. یکی از این روشها این است که به آنها غذا میدهند. این کار میتواند باعث شود بدن یا ساختار حیوان تغییر کند. در یک نمونه، وقتی سنجابهای قرمز برای مدتی فقط بادامزمینی خوردند، شکل جمجمه و فکشان تغییر کرد.
سنجابهای قرمز بریتانیا در قالب جمعیتهای پراکندهای زندگی میکنند که نسلهاست از هم جدا هستند و به منابع غذایی متفاوت دسترسی دارند. کارگران برای حمایت از جمعیتهای منطقه فورمبی در نزدیکی لیورپول، در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ سالانه به آنها بادام زمینی میدادند. فیل کاکس، زیستشناس جوندگان در دانشگاه کالج لندن و نویسنده همکار مطالعهای در این زمینه، میگوید غذادادن درحال تغییر ساختار بدن این سنجابها بود. این سنجابها نسبت به دیگر همنوعان قرمز خود، عضلات فک کوچکتر و ضعیفتری داشتند و گاز گرفتنشان هم کمقدرتتر بود. کاکس معتقد است این تغییر به این دلیل رخ داده بود که برخلاف میوه کاج یا فندقهای سختی که سنجابهای دیگر میخورند، بادامزمینی به راحتی باز میشود.
کشتیهای ماهیگیری و کوچک شدن ماهی کاد
اندازه اهمیت دارد، اما تلاش برای صید ماهیهای بزرگ باعث تغییرات ژنتیکی در ماهی کاد یا روغنماهی شد. اریک پالکوواک، اکولوژیست و زیستشناس تکاملی دانشگاه کالیفرنیا سانتا کروز، میگوید ماهیگیران معمولاً انگیزه مالی برای هدفگیری و صید بزرگترین ماهیها دارند. این امر فشار انتخابی مستقیمی علیه اندازه بزرگ ایجاد میکند و چون ماهیها با افزایش سن بزرگ میشوند، این فشار علیه سن بالا نیز عمل میکند. با صید بسیاری از ماهیهای بزرگ و پیر، افراد کوچکتر با ویژگیهایی که به آنها امکان تولید مثل زودتر را میدهد، بخش عمده جمعیت را تشکیل دادند.
تحلیل ژنتیکی روغنماهیها در اقیانوس اطلس نشان داد صید بیرویه در قرن بیستم باعث شد آنها ظرف چند دهه تغییرات ژنتیکی پیدا کنند. پالکوواک میگوی این تغییرات نه تنها ویژگیها یا اندازه را تغییر میدهند، بلکه نقش اکولوژیکی این گونه را هم تغییر میدهند که تأثیرات گستردهای بر کل اکوسیستم دارد. روغنماهیهای کوچکتر طعمههای کوچکتری میخورند و نمیتوانند همان نقش اکولوژیکی که ماهیهای بزرگ و شکارچی داشتند ایفا کنند و این امر باعث تغییر شبکه غذایی اقیانوس میشود.







