پروست داستان کوتاه بی احساس را در بیست و دو سالگی نوشت و در سال ۱۸۹۶ در نشریه ای نه چندان معتبر به نام وی کونتومپورن چاپ کرد .

آن چه این اثر را قابل توجه می کند بسیاری از مضامینی است که پروست خیلی دیر تر در کتاب های مشهورش چون عشق سوان به کار می گیرد ، از جمله کندکاو احساسات ، مفهوم دلدادگی و به ویژه مطالعه اش درباره تبلور عشق .
شاید او هم هنوز دوستش نداشت ،شاید پیش از سفر فرصت نمی کرد عاشقش شود …پریشان سرش را پایین انداخت و نگاهش به گل های پلاسیده ی بالا تنه ی لباسش افتاد که گویی میخواستند گریه سر دهند .
این که چقدر رویایش گذرا و سعادتش حتی اگر به وقوع می پیوست ، کوتاه مدت بود ، با غم گل های پلاسیده ای یکی شد که پیش از مرگ ، صدای تپش قلب او را برای نخستین عشقش ، نخستین تحقیرش و نخستین غمش ، شنیده بودند.
درباره مارسل پروست
مارسل پروست، با نام کامل والنتین لویی ژرژ اوژن مارسل پروست، نویسنده و مقالهنویس برجسته فرانسوی، در ۱۰ ژوئن ۱۸۷۱ متولد شد و در ۱۸ نوامبر ۱۹۲۲ درگذشت. او بیشتر بهخاطر شاهکار ادبی خود، «در جستجوی زمان از دسترفته» شناخته میشود؛ اثری که جایگاه پروست را در میان بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات جهان تثبیت کرد.
پروست از سال ۱۸۹۲ فعالیت حرفهای خود را در عرصه ادبیات آغاز کرد و با نشریه لو بانکه همکاری داشت. بسیاری از مقالات او بعدها در مجموعه «خوشیها و روزها» منتشر شدند. نخستین رمانش با عنوان «بیاعتنا» نیز در سال ۱۸۹۶ در نشریه زندگی معاصر به چاپ رسید. در همان سال، کتاب «خوشیها و روزها» با مقدمه آناتول فرانس و تصویرگری مادلن لومر منتشر شد و توجه منتقدان را به خود جلب کرد.
مارسل پروست از دوران کودکی با بیماری آسم دستوپنجه نرم میکرد و همواره از سلامت جسمانی ضعیفی برخوردار بود. او در اواخر سال ۱۹۲۲ به برونشیت مبتلا شد و سرانجام در ۱۸ نوامبر همان سال درگذشت. پیکر این نویسنده نامدار در گورستان پرلاشز پاریس به خاک سپرده شد.
پس از درگذشت پروست، چندین اثر ارزشمند او از جمله «اسیر»، «گریخته»، «زمان بازیافته»، «ژان سنتوی» و کتاب ناتمام «ضد سنتبوو» بهصورت پس از مرگ منتشر شدند و میراث ادبی او را کاملتر کردند










