• امروز : شنبه - ۲۵ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : 6 - جماد أول - 1448
  • برابر با : Saturday - 17 October - 2026
♥6

نقد کتاب کوری ژوزه ساراموگو

  • کد خبر : 59296
  • 16 اکتبر 2025 - 12:11

احتمالا شما هم دوران شیوع ویروس کرونا را به یاد دارید. این بیماری ویروسی، جان میلیون ها آدم را گرفت و سبب فروپاشی خانواده ها و جوامع مختلف شد. شاید این موقعیت برای بسیاری از افراد بهت آور و غیرمنتظره باشد، اما این قاعده درباره ژوزه ساراموگو صادق نیست! او در دهه ۹۰ میلادی با انتشار رمان کوری این موقعیت را به خوبی پیش بینی کرده بود. اگر برای شما هم سوال است که کتاب کوری از ژوزه ساراموگو درباره چیست، این مطلب برای شماست. با ما همراه باشید.

کتاب کوری

موضوع کتاب کوری ژوزه ساراموگو

این اثر ادبی را می توان از مشهورترین آثار داستانی قرن بیستم تلقی کرد. داستان درباره مردی است که درحال رانندگی است و به یکباره قدرت بینایی خود را از دست می دهد. نکته عجیب اینجاست که او هیچ پیش زمینه ای نداشت و حتی در لحظات ابتدایی خودش هم نمی دانست که بینایی خود را از دست داده است. پزشک با معاینه وی پی می برد که چشم وی سالم است و دلیلی برای ندیدن وجود ندارد. از سوی دیگر مرد راننده، درکنار نابینایی و سیاهی مطلق، یک هاله سفید رنگ عجیب را می بیند.

رفته رفته افرادی که اطراف این مرد بودند; حتی چشم پزشک بینایی، خود را از دست می دهند. به طوری که این اختلال نابینایی، بسیاری از اهالی شهر را درگیر می کند. دولت برای جلوگیری از گسترش این وضعیت، دستور می دهد تا این دسته از افراد قرنطینه شوند. اما جالب اینجاست که همسر چشم پزشک، علی رغم نزدیکی به وی، نابینا نمی شود. نیرو های پلیس به منزل چشم پزشک می روند تا او را به قرنطینه ببرند، اما همسرش برای اینکه بتواند پیش وی بماند، به دروغ می گوید که او هم نابینا شده است.

آن ها به ساختمانی می روند که افراد بینا جرئت نزدیک شدن به آن را ندارند. به همین دلیل کنترل این ساختمان دراختیار خود کور ها قرار گرفته و به همین دلیل شرایط این ساختمان رفته رفته ناراحت کننده و ناراحت کننده تر می شود. همسر چشم پزشک، تنها بینایی است که در ساختمان نابینا ها سکونت دارد، اما کاری از وی ساخته نیست. او می بیند که کور های دارای قدرت و اسلحه، به سایر نابینا ها زور می گویند! حتی بعضا غذای آن ها را هم نمی دهند و ادامه داستان ….

کتاب کوری و مفهوم آن

در این کتاب ژوزه ساراموگو درباره شکننده بودن تمدن انسانی صحبت کرده است. به طوری که بشر همواره خوی ترسناک خود را داشته و هنگامی که تنگنا بر وی غلبه می کند، خوی ترسناک خود را نشان می دهد. کور های قدرتمند در ازای غذا، زن ها را می خواهند برای خود کنند و حتی ترسی از به قتل رساندن هم ندارند. در آن مقطع زمانی بسیاری از افراد احتمال می دادند که بشر قرار است دورانی متفاوت و پیشرفته را تجربه کند. اما به دنبال وقوع کوری، این معادلات تماما به هم می خورند.

به طوری که به نظر می رسد تمدن بشری ظرف تنها چند روز به هم می خورد. کورها هیچ اصول اخلاقی و شخصیتی را ندارند و قرنطینه برای آن ها تنها معنای زورگویی و قدرت گرفتن می دهد. اصول اجتماعی در ساختمان کور ها از بین رفته است و مفاهیمی مانند همدلی و همدردی بی معنا هستند. نویسنده کتاب با بدبینی کامل اقدام به نوشته رمان کرده و بسیاری از پدیده های مدرن جایگاهی نزد وی ندارند. جالب است که هیچ شخصیتی در این رمان اسم ندارد و اصلا شهر وقوع اتفاقات بی نام است.

نگاهی به شخصیت های کتاب کوری ژوزه ساراموگو

در قسمت های قبل اشاره کردیم که شخصیت های این داستان بی نام هستند. به طوری که نویسنده به جای انتخاب اسم برای آن ها، اقدام به معرفی آن ها به صورت کلی کرده است. مهم ترین کاراکتر های این داستان را در لیست زیر ذکر کرده ایم:

همسر چشم پزشک : او یکی از شخصیت های اصلی داستان است و تنها فردیست که کوری را تجربه نمی کند. ساراموگو نه برای شیوع کوری دلیل خاصی می آورد و نه از دلیل کورنشدن همسره چشم پزشک پرده بر می دارد. همسر کاراکتری مثبت دارد و نسبت به همسرش کاملا حس دلسوزی دارد. او به همسرش نمی گوید که بیناست و تنها کسی است که تلاش می کند برای حفظ نظم تلاش کند.

چشم پزشک : او از نخستین کسانی است که بینایی خود را از دست داده و اجبارا باید به قرنطینه برود. او بدلیل برخورداری از شغل پزشکی، تاحدود زیادی قابل احترام است. همچنین بخشی از مسئولیت رهبری در قرنطینه با وی است. با این حال تاحدود زیادی به همسر بینای خود وابسته است.

دختر عینکی : او فردی روسپی است که این بیماری را از مشتری خود گرفته است. وی از نخستین افرادی است که به مطب پزشک مراجعه کرده بود و در قرنطینه به وی و همسرش پناه می برد. او بیشتر از هر فرد دیگری، با پسر بچه لوچ است و تلاش می کند از وی مراقبت کند. او فرصت تجربه مادری را به دختر می دهد. در این صورت بسیاری از افراد پی می برند که این دختر با هر پیشه ای که داراست، زنی دلسوز و مهربان است.

پسر بچه لوچ : در کتاب کوری از این پسر بچه هم به عنوان فردی در مطب پزشک نام برده می شود. بنابراین احتمال می رود که در همان جا به کوری مبتلا شده باشد. این پسر بچه تنها بدون مادرش به قرنطینه رفته است. به همین دلیل دختر عینکی او را سرپرستی می کند.

لینک کوتاه : https://dekhalat.com/?p=59296

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.